دروغ
ما هرگز حرف راست نمی گوییم 
قالب وبلاگ
با نگاه در چشم کسی می تونیین بفهمین دروغ میگه.پس حواستونا جمع کنین.
دروغ گفتن آدما باهوش تر می کنه.پس هرروز بگین
وقتی زمان کم بیارین یا عجله داشته باشین  دروغ می گین.سعی  کنین وقت کم بیارین
اکثر مردم حداقل روزی یک با دروغ می گن.که خیلی کمه البته .
بچه ها وقتی شروع به راه رفتن می کنن دروغ می گن.یکم زوده
دروغ گفتن عمر شمارا بیشتر می کنه.
منم اصلا دروغ نمی گم.



[ چهارشنبه 3 آبان 1396 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]
بعد از چند سال دوباره برگشتم البته نمی دونم بازم دروغ بگم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فکر می کنم چندسالی که در حین تحصیل بودم بسیاری از توانایم در این مورد کم شده باید کمی وقت بگذارم تا به دوران اوجم بر گردم






[ چهارشنبه 3 آبان 1396 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]




این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خدا خیرت بده!! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند :))

* * * * * * * * * * * *

این روزا اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن فرار کنید ، قضیه خونه تکونی جدیه

* * * * * * * * * * * *

قدیما که فیسبوک نبود مردم استتوس هاشون رو روی در و دیوار توالت عمومی مینوشتن،هر چند لایک نداشت ولی کامنت خورش عالی بود :)


چیزی لذت بخشتر از زدن بچه ی پرروی مهمان دور از چشم پدر و مادرش نیست     !!


دلم واسه نسل های بعدمیسوزه....
بایه مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن..


یه دوس دخترم نداریم که توی بازی های جنگی بهمون روحیه بده


وقتی یه دختری خیلی منطقی ازت می پرسه :
نظرت در مورد قیافه فلان دختر چیه؟
تو نباید منطقی نظر بدی، باید ... به طرف :))

* * * * * * * * * * * *
 
الان تعداد دخترا ازپسرا تو سفره خونه ها بیشتره!
فکرکنم پسرا میرن کلاس گلدوزی وسفره آرایی
تازه وقت آرایشگاه هم دارن ...
بعدشم قلیون واسه پوست شون ضرر داره ((:

یک پیشنهاد
امسال ولنتاین
جای اینکه پولتونو حروم کادوهای مسخره
واسه شریک زندگی آینده مردم کنید
واسه مامانتون یه هدیه شیک بگیرید.
دستاشم ببوسید
بگید : مامان عاشقتم

زمانى كه ما مدرسه مى رفتیم، یه نوع املاء بود به اسمِ "دیکته پا تخته ای"!
توی زمان خودش و در نوع خودش عذابى بود الیم!
براى كسى كه پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام..!
و براى همكلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..!

پیانو میزنم آروم میشم

ینى اگه میزدم آروم میشدم

فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم،

در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و میزدم آروم میشدم


چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چیز جدیدی توش نیست؟
پس این دانشمندا چه غلطی میکنن؟ :|

یه دوس دخترم نداریم ولنتاین یه ساعت Rolex و یه عروسک ﺧﺮﺳﯽ و 10 20 تا پاستیل و یه عطر و ایفون 5 بخره غافلگیرمون کنه ....!!!!!!

پراید خوبم، انژکتورت را قربان، ‌ای لاستیکت تو حلقم، ‌ای فدای برجستگی صندوق عقب تو، ‌ای دور رینگت بگردم، فکر می‌کردی یک زمان به مدد تلاش شبانه روزی مسوولان هجده میلیون تومان بشوی؟!
ماشالا چقدم نازی اصن تو گل پیازی

جی ال ایکس داره تبلیغ راحت از جیب درومدن و میکنه نمیدونه ما یه شلوار کردی داریم تبلت میزاریم توش
. اخیرا مشاهده شده لب تاپم میزارن داخلش


تلویزیون بچهه رو نشون داد حافظ کل قرآن بود. بابام گفت یاد بگیر نصف توئه. یهو باباشم نشون دادن که اونمحافظ کل قرآن بود بابام کانالو عوض کرد 

از مادر و پدرهایه عزیز خواهش میکنم که دیگه تا اطلاع ثانوی با کودکان خود قهر نکنن... 
دیگه به قدر کافی خواننده داریم 



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 11 مهر 1392 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

آقا من دیروز رفتم یه گالکسی سامسونگ خریدم وقتی اومدم خونه گذاشتمش تو جیبم وقتی خواستم درش

 بیارمشاید باورتون نشه ولی راحت از جیبم در اومد! :|

کصافتا که واسه خودشون هیچ ایده جدیدی نمیارن همش دارن ایده های مارو میدزدن! :|


* * * * * * * * * * * *

الان نصف دخترای کشورمون دارن به این فکر میکنن هدیه تولد ولنتاین دوست پسرشونو کجا قایم کنن تا لــو نرن !!


 * * * * * * * * * * * *


این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خدا خیرت بده!! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند :))

* * * * * * * * * * * *

این روزا اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن فرار کنید ، قضیه خونه تکونی جدیه

* * * * * * * * * * * *

قدیما که فیسبوک نبود مردم استتوس هاشون رو روی در و دیوار توالت عمومی مینوشتن،هر چند لایک نداشت ولی کامنت خورش عالی بود :)

* * * * * * * * * * * *

چیزی لذت بخشتر از زدن بچه ی پرروی مهمان دور از چشم پدر و مادرش نیست     !!


* * * * * * * * * * * *

دلم واسه نسل های بعدمیسوزه....
بایه مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن..

* * * * * * * * * * * *

یه دوس دخترم نداریم که توی بازی های جنگی بهمون روحیه بده

* * * * * * * * * * * *

وقتی یه دختری خیلی منطقی ازت می پرسه :
نظرت در مورد قیافه فلان دختر چیه؟
تو نباید منطقی نظر بدی، باید ... به طرف :))

* * * * * * * * * * * *
 
الان تعداد دخترا ازپسرا تو سفره خونه ها بیشتره!
فکرکنم پسرا میرن کلاس گلدوزی وسفره آرایی
تازه وقت آرایشگاه هم دارن ...
بعدشم قلیون واسه پوست شون ضرر داره ((:


* * * * * * * * * * * *

یک پیشنهاد
امسال ولنتاین
جای اینکه پولتونو حروم کادوهای مسخره
واسه شریک زندگی آینده مردم کنید
واسه مامانتون یه هدیه شیک بگیرید.
دستاشم ببوسید
بگید : مامان عاشقتم

* * * * * * * * * * * *

زمانى كه ما مدرسه مى رفتیم، یه نوع املاء بود به اسمِ "دیکته پا تخته ای"!
توی زمان خودش و در نوع خودش عذابى بود الیم!
براى كسى كه پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام..!
و براى همكلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..!

* * * * * * * * * * * *

پیانو میزنم آروم میشم

ینى اگه میزدم آروم میشدم

فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم،

در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و میزدم آروم میشدم


* * * * * * * * * * * *

چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چیز جدیدی توش نیست؟
پس این دانشمندا چه غلطی میکنن؟ :|

* * * * * * * * * * * *


یه دوس دخترم نداریم ولنتاین یه ساعت Rolex و یه عروسک ﺧﺮﺳﯽ و 10 20 تا پاستیل و یه عطر و ایفون 5 بخره غافلگیرمون کنه ....!!!!!!


* * * * * * * * * * * *

پراید خوبم، انژکتورت را قربان، ‌ای لاستیکت تو حلقم، ‌ای فدای برجستگی صندوق عقب تو، ‌ای دور رینگت بگردم، فکر می‌کردی یک زمان به مدد تلاش شبانه روزی مسوولان هجده میلیون تومان بشوی؟!
ماشالا چقدم نازی اصن تو گل پیازی

* * * * * * * * * * * *

جی ال ایکس داره تبلیغ راحت از جیب درومدن و میکنه نمیدونه ما یه شلوار کردی داریم تبلت میزاریم توش
. اخیرا مشاهده شده لب تاپم میزارن داخلش


تلویزیون بچهه رو نشون داد حافظ کل قرآن بود. بابام گفت یاد بگیر نصف توئه. یهو باباشم نشون دادن که اونمحافظ کل قرآن بود بابام کانالو عوض کرد 

***********************

از مادر و پدرهایه عزیز خواهش میکنم که دیگه تا اطلاع ثانوی با کودکان خود قهر نکنن... 
دیگه به قدر کافی خواننده داریم 

***********************

رفیقم رفت سربازی، روز اول نشوندنشون رو زمین...جناب سروان داد زد کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟اونم با ذوق و شوق دستشو برد= بالا گفت : من!جناب گفت: پاشو اینا رو بشمار!!! 

***********************
به نظر من همون طور که واسه خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی اسم گذاشتن ، 
باید برای جو گرفتگی بعضی از دوستانم یه اسمی میذاشتن … 
مثلا چسوف ! 
والا به خدا باس اداره ثبت احوال اقدامات لازمو انجام بده

***********************

یکی از افتخارات من در دوران دبیرستانم اینه که توی 3 سال هر سال یه دبیرستان جدیدی رو تجربه میکردم 
یه همچین آدم تنوع طلبیم من 

***********************

به دختر خاله دارم هر وقت بحث ازدواج پیش میاد که صد البته اصن ربطی به اون نداره خودشو میندازه وسط و میگه من که حالا حالا ها عروس نمیشم! میخوام درس بخونم!! 
منم یاد سعدی می افتم که میگه : 
چو دیگر نباشد امیدی به شوی/ زگهواره تا گور دانش بجوی

***********************

ظهر به بابام میگم اگه یه روز توی یه اتفاقی یه نفر بزنه منو بکشه رضایت میدی یا تقاضای قصاص میکنی؟ 
یه خورده فک کرد گفت:تو ماه حرام یا معمولی؟!! 
یعنی فک کنم نهایت آرزوش رو بهش گفتم 

***********************
دقت کردین جمله “دوستت دارم” سوالی نیست 
ولی همه بعد از گفتنش منتظر جوابن !

***********************

من از دوستام انتظار دارم 
تو مواردی که حق با من هست ، طرف “حق” باشن 
تو مواردی هم که حق با من نیست ، طرف “من” باشن ! 

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ

ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻢ ﮐﻪ ۵ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﻣﻨﻢ ﻫﺮﭼﯽ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺣﺎﻟﯿﺶ ﻧﻤﯿﺸﺪ

ﯾﺪﻓﻪ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﯽ ﭘﯽ ﻫﺎﯼ ﻻﯼ ﺩﻧﺪﻭﻧﺸﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ!

ﺍﻭﻧﻢ ﮔفت اَه اَه  !  ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ ﺑﺎﺯﯾﺶ :|

.

.

.

نگاه مثبت یک شمالی به زندگی :

خوبی ما شمالیا اینه که تعطیلات تا سر کوچه هم بریم رفتیم شمال !

.

.

.

اس ام اس خنده دار

گر نباشد چیزَکی یه سری باز زٍر زٍر میکنن !

.

.

.

به بعضیا باید گفت :

عزیزم تو از شعورت استفاده کن ، اگه تموم شد من بازم برات میخرم !

.

.

.

اعتراف میکنم

اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن

و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم !

حلاااال کنید :))

.

.

.

پیامک خنده دار

یادم باشه حتماً وقتی خواستم ازدواج کنم

یکی از شرایط این باشه که همیشه کنترل تلوزیون دست من باشه !

.

.

.

خیلی وقته فکرم به این مشغول شده

که همه پرنده ها نر و ماده شون یه اسم داره

چرا مرغ و خروس دوتا اسم متفاوت دارن !؟

.

.

.

جوک کوتاه جدید

یارو داشت می مرد !

یکی گفت براش آب بیارن ،  گفت : نه … دوغ … دوغ … دوغ

.

.

.

به به چه تکى چه اسی عجب پیامى !

مسیج هایت همه خوب و قشنگ نیس بالاتر از پیام تو زنگ !

اینم از ورژن جدید روباه و زاغ فک کنم میخواد ازش شارژ بگیره !

.

.

.

اگه اونی که هست و نیست می بود

و اونی که نیست و هست نبود

حال من اینطوری که هست نبود

و اونطوری که نیست می بود … :|

.

.

.

اس ام اس خنده دار

سالهای ساله دارم پیتزا می خورم

ولی هنوز فرق بین پیتزا مخلوط و با مخصوص نفهمیدم !

.

.

.

چرا بند ِ کفش ُ گره میزنی باز میشه ، هدفون ُ باز میذاری گره میخوره !؟

.

.

.

سن من بستگی به خواست مامانم داره

یه وقتا می گه

«تو دیگه بچه نیستی، این کارا چیه؟ از تو بعیده»

یه وقتا هم می گه

«تو هیچی حالیت نیست … بچه ای هنوز، این چیزا رو نمی فهمی!»

.

.

.

چه کسی میخواهد منو تو ما نشویم ؟؟

دمش گرم نجاتم داد! :D

.

.

.

 آخه بی انصاف تو که می دونی باهات رودربایستی دارم

چرا یه جوک بی مزه تعریف می کنی که مجبورشم به شکل احمقانه ای بخندم؟!

.

.

.

یه روز

مخاطب خاصم ازم پرسید :چقد دوسم داری؟

منم گفتم:

حالا کی گفته من دوست دارم اصن !؟

هیچی دیگه

رف مخاطب عام شد کصافط

جنبه شوخی ام نداشت!

.

.

.

صد برابر همه” نه ” هایی که باید میگفتم و نگفتم

امروز باید بگم غلط کردم !

.

.

.

این پیام فقط جهت ظهور نام زیبای بنده روی گوشی شماست

لطفا ذوق کنید !

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های خنده دار

ایام هفته من اینجوری میگذره :

 شنبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

یکشنبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

دوشنبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

سه شنبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چهارشبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

پنشمبه جمه :|

.

.

.


دختره PM ﺩﺍﺩﻩ :ﮐﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ

ﮔﻔﺖ:ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻐﻞ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ

ﮔﻔﺖ:ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﺘﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﺑﮕﻢ ﺑﺂﻭﺭﺕ ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮔﻔﺖ: ﺗﻮﺭﻭﺧﺪﺍ ﺑﮕﻮ ؟؟

ﮔﻔﺘﻢ:ﮐﻨﺂﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ

ﻫﯿﺠﯽﺩﯾﮕﻪ ﺑﻠﻮﮐﻢ ﮐﺮﺩ !

ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺼﺎﺍﺏ ﻧﺪﺍﺭﻥ :|

.

.

.

دیروز یکی اس داد میتونیم با هم بیشتر آشنا شیم ؟

گفتم شما؟ گفت حالا آشنا میشیم

من قدم ۱۷۳ و۶۹کیلو

گفتم مگه میخوام گوسفند بخرم؟

دیگه جواب نداد :|

ارو داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز! 
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ 
می گه دارم پیش خدا شکسته نفسی می کنم!

********************** 
زن و شوهری داشتند با هم دعوا می کردند. 
شوهر می گه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. 
زن با بغض می گه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟ 

******************** 
دیشب شب اول قبرم بود نشسته بودم بالای سر جنازم دیدم 2 نفر یهو اومدن تو قبر ! 
با ترس گفتم شما نکیر و منکرین ؟؟؟!!! 
گفتن : پـَـَـ نــه پـَـَـــ کامران هومنیم اومدیم بگیم تو خودت نمره ی بیستی .... 

********************** 

دیروز به استاد گفتم : 

استاد دو دیقیقه اومدیم خودتون رو ببینیم همش که پا تخته ای 

بیا بشین دیگه ! 

(کل کلاس له شدن) منم انداخت بیرون


**یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم 
میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟ 
دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده می توانید 


*میازار موری که بیازارید...!!! 




. *طریقه شلوار لی پوشیدن دخترا: پای راست، پای چپ، تکان دادن خود، پرش به بالا، و تمام...!!! 


*تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!! 



*جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم:توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی"غلط کردم" هم بزارن...!!! 



*تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست،تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!!




[ پنجشنبه 11 مهر 1392 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

اتومبیل دانشجوی بیچاره ای كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. دانشجو به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی دانشجو می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» 
دانشجو با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد. 
چند سال بعد ماشین همان دانشجو بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . 
راهبان صومعه باز هم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی» 
این بار دانشجو گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم. اگر تنها راهی كه من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»
دانشجو تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
دانشجو گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم . تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریك می گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است . اكنون تو یك راهب هستی . ما اكنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه دانشجو را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به او گفت : «صدا از پشت آن در بود»
دانشجو دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . دانشجو گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبی یك در سنگی بود . دانشجو درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند. 
راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كلید كرد . 
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت. 
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است » . دانشجو كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد. دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود.

.

.

.

.
.....اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید ....


[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

در درجه دوم از شما چیزی نمی خواهم!!


اما روی سخنم با توست! ای مخترع کنکور... 

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت، بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور و برت!


مادر عزیزم...
از تو می خواهم با دقتی مضاعف سریال های تلویزونی را دنبال کنی تا بعد از اتمام کنکور یک به یک آن ها را برایم تعریف نمایی. تو خود خوب می دانی که من روزانه 10 تا 18 ساعت خود را روی تلویزیون دراز کشیده ام.
مادرم از هیچ یک از سریال ها غافل نشو! شاید مجددا پخش شود!


پدر خوبم...
لطفا" این قدر در دلت فرزندت را فحش کش نکن که این نره غول تا کی می خواهد به بهوونه درس خواندن بخورد و بخسبد!! تو خود می دانی ... می دانی می دا.... نه هیچی بی خیال! از وضعیت درسی من تو خود هیچ ندانی بهتر است!!


و تو ای برادرم...
هیچی بیخیال! شما زندگیتو بکن!!!

 

و تو ای عادل فردوسی پور این قدر زرت و زرت! نود پخش نکن، اونم تا بوق سگ. مگه نمی بینی من کنکور دارم؟!


و ای همه رقیبان من در عرصه ی کنکور ... 
الهی جزّ ِجیگر بگیرید...!!!


[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

مواد مورد نیاز:

۱-کاغذ مناسب، به اندازه نیاز (در صورت امکان از آ۴-کاغذ کاهی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.)

۲-خودکار مرغوب(مشکی بهتر است-نوک خودکار باید ریز باشد و خودکار های بیک اصلا مناسب نیستند)

*شاید خیلی از شما عزیزان در هنگام تقلبی به خاطر بزرگ بودن کاغذ تقلبی،لو رفته باشید؛اندازه کاغذ بسیار مهم است.

بهترین اندازه۵×۳.۵ سانتی متر است.  با این اندازه شما می توانید کاغذ را در هر جایی،قرار دهید.

نگران این نباشید که تعداد کاغذهایتان زیاد شود!

۲-خودکار مرغوب(مشکی بهتر است-نوک خودکار باید ریز باشد و خودکار های بیک اصلا مناسب نیستند)

*شاید خیلی از شما عزیزان در هنگام تقلبی به خاطر بزرگ بودن کاغذ تقلبی،لو رفته باشید؛اندازه کاغذ بسیار مهم است.

بهترین اندازه۵×۳.۵ سانتی متر است.  با این اندازه شما می توانید کاغذ را در هر جایی،قرار دهید.

نگران این نباشید که تعداد کاغذهایتان زیاد شود!

**در این مرحله باید دست خط خیلی خوبی داشته باشید؛دست خطی که هم خوانا باشد و هم ریز که کاغذ زیادی مصرف نشود!

***حال نوبت به این می رسد که کاغذ را جا سازی کنید.شما می توانید کاغذ را به انتهای مانتو و یا پیراهن با کمک سوزن ته گرد نصب کنید.

سوزن را باید طوری قرار داد که از رو هیچ چیز مشخص نباشد.

****و در آخر باید منتظر باشید که مراقب ازشما دور باشد و در اینجا پاهای خود را روی هم گذاشته و به طور ماهرانه شروع به تقلبی کنید.


[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

گاو ما ما می كرد. گوسفند بع بع می كرد. سگ واق واق می كرد و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی؟ شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود . حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد، كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.

 پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود .ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او كلاس بالایی دارد. او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد...


[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

 خودکارتو گم کنی = خودکار نداری

خودکار نداشته باشی = جزوه نداری

جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی

درس نخونی = پاس نمیشی

پاس نشی = مدرک نمی گیری

مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد

کار نداشته باشی = پول نداری

پول نداشته باشی = غذا نداری

غذا نداشته باشی = لاغر مردنی میشی

لاغرمردنی بشی = زشت میشی

زشت بشی = عاشقت نمیشن

عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی

ازدواج نکنی = بچه نداری

بچه نداشته باشی = تنهایی

تنها باشی = افسرده میشی

افسرده بشی = مریض میشی

مریض بشی = میمیری

.

.

.

.

پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!!



[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]
پاسخ نامه دینامیک (سیستم های مکانیکی)،مک گیل

برای دانلود پاسخ نامه به ادامه مطلب برید

ادامه مطلب
[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 07:56 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

شما هم قبل از خاموش کردن لامپ

وامیستین مسیر برگشت به جای خوابتون و جای گوشیتون رو از حفظ میکنین

یا فقط من اینجوریم !؟

*********جملات طنز**********

دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری

کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده !؟

*********جملات طنز**********

شاید دل من عروسکی از چوب است ، مثل قصه ی پینوکیو محبوب است

اما چه دماغی داره این بیچاره ، از بس که نوشته ” حال من هم خوب است ” !

*********جملات طنز**********

در پاک بودن فوتبال‌ ما همین بس که:

یکی به یکی میگه کیسه کش ! اونم به اون یکی میگه لنگی !

که هردو مظهر پاکی و نظافت هستن !

*********جملات طنز**********

یه کشف جدید:

شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید!

*********جملات طنز**********

همه را صدا زدم جز خدا

هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . .

*********جملات طنز**********

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻔﮕﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ

ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭم ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮔﻔﺖ :

ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﭼﺮﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ پوﺷﯿﺪﯼ ؟

*********جملات طنز**********

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰

بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا

خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده !

*********جملات طنز**********

یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم،

دختره بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید

گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها

گفت :چاره ای نیس!

هیچی دیگه ، پول تک تک آیکونا رو جداگونه ازش گرفتم!

*********جملات طنز**********

مرغ عشقه داریم!صدای ترمز دستی میده

*********جملات طنز**********

ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ اوﻧﻘﺪﺭ ﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ

ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ ﺧــﻮﺩت هم ﺩﯾﮕـﻪ ﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ !

*********جملات طنز**********

بدترین شکستمو وقتی خوردم که

با عشق و امید گره هندزفریمو باز کردم ولی

دیدم گوشیم شارژ نداره

هنوز کمر راست نکردم!!!

*********جملات طنز**********

یه آدمایی رو توی زندگیمون راه دادیم که مادراشونم به زور تو خونه راشون می دادن !

*********جملات طنز**********

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ  ﺯﯾﺎﺩ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﻮﻝ ﻭ ﻣﺎﺭﮐﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ

ﻓﻘﻂ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﺴﻪ

ﮐﺴﯽ ﮔﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺨﺼﺎﺕ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻪ؟

*********جملات طنز**********

امروز سر جلسه امتحان 

از ۵ تا سوال استاد، زیر ۲ تاش کامنت گذاشتم و ۳ تای دیگه را هم فقط لایک کردم

*********جملات طنز**********

 یه رفیق دارم وقتی تو سانتافه‌اش به دخترا تیکه میندازه ۸۰% با لبخند جوابشو میدن..

یه بار اومد تو پراید من و تیکه انداخت به چند تا دختر خانم 

و تازه اونجا بود که فهمید کچله

*********جملات طنز**********

بعد عمری یه خبرنگار اونم خانوم , داشت باهام مصاحبه میکرد تو محلمون

 منم بادی به غبغب انداخته بودم و خیلی شیک داشتم جوابشو میدادم

یهو یکی از اون طرف خیابون داد زد با این مصاحبه نکنید بابا

این اسگل محلمونه !

نیگا کردم دیدم داداشمه

*********جملات طنز**********

دوستان عزیز بهم مشاوره میدید لطفا؟

به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم

فلافلی بزنم یا آب هویجی !?!?

*********جملات طنز**********

ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﯿﺐ ﻧﺒﻮﺩ ؛ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﻮﺩ !

*********جملات طنز**********

یادش بخیر یه زمانی تلویزیون تبلیغ سس و رب رو میکرد و بعد میگفتن :

هزاااااااااااار سکه تمام بهار آزادی دو هزااااااااار نیم سکه

الان دستمال توالت هم نمیتونن جایزه بدن !

*********جملات طنز**********

یکی دیگه از دستاوردهای نسل ما این بوده که

ترمز دستی پیکان رو از کنار در راننده به بین صندلی راننده و شاگرد انتقال دادن !

*********جملات طنز**********

یکی از فانتزیام همیشه این بود تو سیستم عامل ویندوز

یک مشکلی پیدا کنم بفرستم براشون

بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من

دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش خونه ماشین پول همه چی میدم بهت

بعد یک دقیقه سکوت بگم دلم میخواد

اما من متعلق به این مردم!

*********جملات طنز**********

بعضی از آدما ” خـــــــــــــــــــوب نمی بینن “

 اما بدتر از اون اینه که :

” بعضی دیگه ، خوبـــــــــــــــــــــــی رو نمی بینن ” !

*********جملات طنز**********

یادتونه؟؟

بچه که بودیم وقتی پاکنمون کثیف میشد میکشیدیمش به

دیوار یا قالی تا تمیز بشه؟

اینو چی؟؟

وقتی معلم واسه درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمونو میخـوند

یجورایی حس معجزه بهمون دست میداد

*********جملات طنز**********

این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن

ما خیلی مبتکریم

اما قهرمانان ایران زمین  با ابداع

خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی!! )

نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند !

*********جملات طنز**********

داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود

و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.

رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.

آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :

پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟

یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :

اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!!

*********جملات طنز**********

ﻓﺮﺩﺍ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻓﺎﻣﯿﻠﻤﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺎﯼ؟؟؟

ﻣﯿﮕﻢ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻣﯿﺎﻡ !!!.

ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﮐﺎﺭﯾﺎ ﻭ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﻭ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﯾﻢ !

ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﻪ 

*********جملات طنز**********

دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره

مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟

دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده

مادر : مگه زنم داره ؟

دختر : آره سه تا هم بچه داره

مادر : وای خدای من ، آخ قلبم !

دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده !

مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟!

*********جملات طنز**********

اسممون و گذاشتن :ملیکا

خاله و دخترخاله ها بهم می گن : mel mel

دایی تا بهم میرسه میگه: مَلَکا ذکر تو گویم که تو پاکیو خدایی

پسردایی کوچیکه ام بلد نبود بگه ملیگا میگفت: پیتیلا

بهنوش میگه: پیتیکا

عطیه میگه:ملی

استاد زبانمون آقای چمنی می گفت :میــلــیــکا

بعضی از فامیل های بابام میگن: مَـــلیکا

بعضی از دوستان عنایت دارن میگن : مِـــلیک

دخترخاله کوشولوم میگفت: میخا

حالا شده: میکا

بعد عمه ام امشب اس داده: چطوری پولیکا؟؟؟؟؟!!!! !!

اینجور اسم با مسما و انعطاف پذیری دارم من




[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

دقت کردین همیشه مهمترین و قشنگترین ترین اس ام اس ها *some text missing* میشه ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین همیشه بلافاصله بعد از کلیک کردن روی آیکن Shut Down یادت میاد که چه کاری با کامپیوتر داشتی !

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی دارین موقع فوتبال نگاه کردن تخمه میخورید اگر یه دونه از اون مغز تخمه ها بیفته رو زمین تا کل خونه رو نگردی و پیداش نکنی بیخیال نمیشی ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین یه چیزی رو پوست میگیرین میخواین بخورینش بعد بجای اینکه پوستشو بندازین سطل آشغال خودشو میندازین تو سطل

لامصب از شکست عشقی هم بدتره

*********تا حالا دقت کردین**********

تا حالا دقت کردین نمیتونید کار پیدا کنید چون تجربه ندارید و نمیتونید تجربه پیدا کنید چون کار ندارید ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺟﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ “ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ” ﺑﮕﯿﺮﯼ ، ﻓﻮق ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﻣُﺪ میشه ؛ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺟﺮ ﻣﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻓﻮﻕ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ ، “ ﺩﮐﺘﺮﺍ ” ﻣُﺪ ﻣﯿﺸﻪ ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین دقیقا زمانی که فکر میکنی زندگی دیگه از این بدتر نمیشه یه اتفاقی میفته که میبینی نه بابا از این بدترم میشه ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق هم بشن باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه وسایلش بریزه و تو جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین ؟

فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه . . .

حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین تو این فیلما که نشون میدن هر کی میفته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرون واستاده در حد یه غریق نجات کامله ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین یه تخمه تلخ و مونده که بخوری پنجاه تا تخمه سالم هم پش بندش بخوری عمرااگه مزش بره ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین یه وقتایی یه جا یهو خوابت میبره ، بعد مامانت از سر دلسوزی و به خاطر اینکه سرما نخوری یه ملافه ای پتویی میندازه روت و یهو از خواب میپری و عمرا دیگه خوابت نمیبره ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

تا حالا دقت کردین این مغازه دارها که بهشون میگی همون توی ویترینی رو میخوام میگن همون یکیه واسه نمونه ست ؟ وقتی یکی بیشتر نیست نمونه چیه پس ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی بند کفشتو می بندی یا را براه وا میشه یا باس با دندونت بازش کنی ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین ؟

لذتی که در “ کوفت ” گفتن مامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی ترافیکه و پشت فرمونی لاینی که توشی قفل و بی حرکته ، لاین بقل مثلِ اسب دارن میرن ؛ لاینو که عوض میکنی اینجا قفل میشه ، لاین قبلی شروع به حرکت میکنه ؟؟؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردی وقتی داری به شدت دنبال چیزی میگردی همون چیزی رو پیدا می کنی که دفعه پیش شدید دنبالش می گشتی

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی دوتا کلید شبیه به هم داری ، هیچوقت اولین کلید ، کلید درست نیست ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین توی بعضی کلاسا آدم مثل خرس خوابش میاد ولی وقتی کلاس تموم میشه این حس کاملا بطرف میشه ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی کسی تو تاکسی کنار آدم روزنامه میگیره دستش ، مطلبش هرچی که باشه خوندنش تا سر حده مرگ جالب میشه ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین وقتی تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

تا حالا دقت کردین بعضی وقتا یه صحنه ای رو میبینید احساس میکنید که قبلا یه جایی اونو دیدید و حالا داره تکرار میشه . . . !

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده ؟

*********تا حالا دقت کردین**********

دقت کردین مهمون غریبه که میاد آدم کار کردنش گل میکنه و هی میره تو اشپزخونه دنبال کار؟



[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

یک
با شنیدن صدای گرگ آمد گرگ آمد، مردم بیل و چماق به دست به طرف محل صدا رفتند. وقتی به آنجا رسیدند دیدند چوپان دارد به آنها می خندد و فهمیدند گرگی در کار نبوده است...
شب شده بود. چوپان، کنار لاشه های گوسفندانش، هنوز داشت گریه می کرد!

دو
ده پر از ولوله شده بود. مردم و جلوتر از همه کدخدا بیل و چماق و داس به دست به طرف تپه ای که گوسفندان می چریدند می دویدند. چوپان با دیدن مردم به صدای بلند شروع به خندیدن کرد...
...دو روز بعد تا چوپان حواسش سر جا بیاید، نگهداری از گوسفندان با سر، یک دست و یک پای شکسته برایش کمی سخت شده بود.

سه
با شنیدن فریاد گرگ آمد گرگ آمد. مردم چماق هایشان را که برای روز مبادا پنهان کرده بودند برداشتند و به کمک چوپان رفتند. ولی دیدند از گرگ خبری نیست و چوپان دارد به آنها می خندد.
با شکایت اتحادیه چوپانان مقیم ده و جمعی از نیروهای مردمی، چوپان دروغگو به جرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به دو سال انفصال دائم(!) از هرگونه خدمات گوسفندی، محکوم شد.

چهار
چوپان دروغگو فریاد زد: گرگ آمد گرگ آمد. نیم ساعت طول کشید تا مردم با بیل و داس خود را به تپه ای که گوسفندان بودند برسانند.
و بعد از خوردن یک کباب حسابی، نشستند و با گرگ چپق هم کشیدند!

پنج
چوپان دروغگو فریاد زد: گرگ آمد گرگ آمد. ولی وسط گرگ آمد دوم صدایش قطع شد. مردم خیلی نگران شدند که نکند این بار واقعا گرگ آمده است و همه برای کمک رفتند.
در راه زن چوپان را دیدند که دارد برمی گردد و با خودش چیزهایی می گوید: مرتیکه فلان فلان شده! توی ده یک ذره آبرو برای ما باقی نگذاشته است.

شش
گرگ ها پنج روز بود که تا فاصله پنجاه و پنج متری گوسفندان می آمدند و تا چوپان فریاد می زد گرگ آمد گرگ آمد درمی رفتند. مردم فکر می کردند چوپان دروغ می گوید و نسبت به او بی اعتماد شدند.
روز ششم که گرگ ها با یک کامیون آمدند و گوسفندها را بردند، هم چوپان فریاد زد گرگ آمد گرگ آمد و هم مردم آمدند. اما دیر رسیده بودند.
فقط یک برگه چرکنویس از گرگ ها به جا مانده بود که متوسط زمان رسیدن مردم به محل چرا محاسبه شده بود.

 


[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 07:08 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]


چوپان دروغگو : سلام ..!
-: سلام! 
چوپان دروغگو:می خوام یه داستان واقعی برات تعریف كنم ..! 
-: تعریف كن..! 
چوپان دروغگو: یه روز تو كافی نت بودم تقریبآ ساعت 8 بود كافی نتش هم حیاط داشت ... داشتم چت می كردم كه یهو برقا رفت ..! 
همه جا تاریك شد و همه ترسیدن ...!
گفتن كه شاید یه باند دزد برقا رو قطع كردن تا ماها رو بدزدن ..!
بعد یهو یه دختر جیغ كشید ... آآآآآآآآآ....!
گفتیم چی شده ..؟
گفت: آفام ، آفام ، پریــــــــــــــــــــید ..!
یكی گفت زنگ بزنیم اداره ی برق و یكی هم جلوگیری كرد و گفت زنگ بزنیم آتش نشانی ..!
همه موبایلاشون رو در آوردن و الكی شماره گرفتن ..!
یهو مامورا تو تاریكی ریختن تو كافی نت و یكیشون خورد تو دیوار ..!
موقعیت خوبی بود ... دزدا هم از رو دیوار ریختن تو ..!
بعدشم رفتگرهای زحمتكش هم ریختن تو و زمین رو جارو زدن ..!
گداها حمله ور شدن و یكی هم جو گیر شد و روی زمین سینه خیز می رفت..!
داشت یه بویی میومد ... نه فكر بد نكن بوی گاز بود.
آقای ایمنی هم اومد تو ... و حسن كچل هم از رو دیوار پرید پایین.
-: راست می گی ..؟
چوپان دروغگو: آره بابا دروغم چیه ..!
یهو تو این تاریكی خفاش ها از جلومون رد شدن بعدشم بت رد شد.
-: بت من چیكار می كرد تو این تاریكی ..؟
چوپان دروغگو: هیچی بابا داشت خفاشهاش رو جا می كرد تو قفس ، كه بت من و خفاشهاش تو تاریكی خوردن تو دیوار ..!
بعد یكی الكی خورد زمین و پاش شیكست..!
سوپر من از رو دیوار پرید پایین كه كمك كنه ... اونم پاش شیكست ..!
بیمارستانیا هم از رو دیوار پریدن پایین و اونها هم پاهاشون شیكست.
همه با پاهای خورد می خواستن بیان داخل كافی نت كه دیدن در كافی نت كوچیكه ..!
خلاصه با هزار بدبختی اونها هم اومدن تو ..!
تو كافی نت دیگه جای سوزن انداختن نبود ...!
مرد عنكبوتی هم از روی دیوار پرید پایین كه پاش شیكست و دستش پیچ خورد!
همون موقع موبایل یه نفر زنگ خورد (آهنگش تكنو بود)
همه ی كسایی كه اونجا بودن رفتن تو جو پارتی حالا این برقص و اون برقص ....(دوپس دوپس دوپس ، دوپ تیس دوپ تیس دوپ تیس) 
یكی هلیكوپتری می رقصید كه پره هاش گیر كرد به چند نفر ... بیچاره ها تیكه پاره شدن ..!
دل و روده هاشون پیچید تو هم و خون پاشید رو دوربین ..!
خلاصه ه ه ه ..!
حسن كچل الكی داشت می زد تو سرش ! گفتیم داری چیكار می كنی ..؟
گفت دارم ادای تنبك در میارم ..!
یكی از بچه ها خود به خود تركید ... و همه پریدیم تو سنگرا ..!
از عقاب به شاهین ، از عقاب به شاهین ... شاهین جان نخود سیاها رو بفرست.
شاهین نخودها رو ریخت رو سرمون ... منم از موقعیت استفاده كردم و نمك پاشیدم تو هوا و خودمم پریدم تو هوا و فندكم رو روشن كردم و گرفتم زیر نخود ها ..! نخودچی ساختیم و یكی هم ذرت پاشید ، فندك كه گرفتم شد پفیلا ..! 
(اینا همه صحنه ی آهسته بود ..!)
برای اطلاعات بیشتر به عكس زیر مراجعه كنید.
-: پس دزدا چی شدن ..؟
چوپان دروغگو: هیچی بابا اینا دزد نبودن ، پلیس بودن نمی خواستن شناخته نشن جلوی دزدا ..!
چوپان دروغگو: در همین هنگام برقا اومد ..!
و دوباره برقا رفت.
یه دفعه دیدیم یكی از بچه ها نورانی شد. رفتیم جلو دیدیم سیم برق تو دستشه و موهاش هم سیخ سیخی شده ..!
خلاصه ه ه ه ه ..!
برقا اومد دوباره ...
-: خدا رو شكر.
چوپان دروغگو: اون پسره كه روشن شده بود هم برقش رفت بالا و سوخت ..!
ادیسون از رو دیوار پرید پایین و اومد كنار پسره و با ناامیدی گفت: لامپش سوخته باید عوض بشه ..!
-: !!!!
در همین لحظه ادیسون رو هم برق گرفت و روشن شد.
ما هم با بیل زدیم تو فرق سرش و خاموشش كردیم.
سرش شیكست و از توی سرش صدای اتصالی میومد (جیلیز و ویلیز هم می كرد)
من فورآ پریدم وسط پیش ادیسون ، دیدم كاری از دستم بر نمیاد برگشتم سر جام و زنگ زدم به اداره ی برق كه بیان كمك ..! 
بابا برقی هم از رو دیوار پرید تو !
یه مامور برق هم بالای تیر بود اونم پرید پایین !
مثل گوجه پهن شد روی زمین ! (فكر كنم پاش شیكست)
بابا برقی هم اومد برقا رو درست كنه كه پاش پیچ خورد و شیكست الكی ..!
بیمارستانیها هم ادیسون رو داشتن می بردن بیمارستان، از روی دیوار رفتن بالا ..!
خلاصه همه سینه خیز با پاهای شكسته خودشون رو رسوندن لب دیوار و از رو دیوار رفتن خونه هاشون..! 
نمی دونم برا چی در رو درست كردن ..!!!!
پایان ...
با تشكر : چوپان دروغگو


[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 07:03 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]

[ جمعه 29 شهریور 1392 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ pinokio ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
نظر بدید ما را خوشحال کنید




آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic